محل تبلیغ شما !
محل تبلیغ شما!
محل تبلیغ شما !
محل تبلیغ شما!
محل تبلیغ شما!

آشنایی با تخت فولاد اصفهان:

%d9%82%d8%a8%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ae%d8%aa-%d9%81%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%af-%d8%a7%d8%b5%d9%81%d9%87%d8%a7%d9%86

 

 

تخت فولاد نام قبرستان قدیمی شهر اصفهان است که در جنوب شرقی اصفهان  واقع شده و محدوده ای به مساحت ۷۵ هکتار دارد که از شمال به خیابان میر، از جنوب به خیابان سعادت آباد و محوطه دانشکده پرواز، از شرق به خیابان بهار و از غرب به خیابان مصلا می رسد. نام این منطقه با وجود دست اندازی ها، تخریب ها، ساخت وسازها وخیابان کشی هایی که از اوائل دهه ۳۰ شمسی به این سو کم کم در آن صورت گرفته هنوز تخت فولاد نام دارد. این فضا به ویژه از بالای مناره های مصلای (در حال ساخت) اصفهان به خوبی دیده می شود.

تخت فولاد گنجینه‌ای است از آثار مختلف هنری، از جمله معماری، گچ بری، کاشی کاری، خوش نویسی، حجاری، شعر و مادّه تاریخ، نگارگری، طراحی و نقاشی از دوره های مختلف در اصفهان .

تخت فولاد  در طول تاریخ به نامهای «لسان الارض»، «بابارکن الدین» و «تخت فولاد» شهرت داشته که برای هر کدام از این اسامی وجوهی ذکر شده است.

بر اساس روایت شاردون در دوره دیلمیان، یکی از سرداران نظامی به نام «پولاد بازو» در این محل قصر کوچکی داشته‌است و تخته سنگی سکو مانند را برای نشستن و تماشای رقابت کشتی‌گیران ساخته بود. همچنین سنگ قبری از عارف قرن پنجم به نام بابا فولاد حلوایی در این قبرستان قرار دارد. مشخص نیست که آیا کنیه او برگرفته از اسم این مکان است یا بالعکس.

قدمت این گورستان از قرن چهارم هجری تا کنون است.این گورستان تاریخی به دلیل وسعت، کثرت مشاهیر مدفون در آن و وجود ابنیه ارزشمند تاریخی یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی و فرهنگی ایران محسوب می‌شود.

بعد از قبرستان وادی السلام درنجف اشرف وسایر گورستانهای اعتاب مقدسه و همچنین گورستان قدیمی قم و مقبره شیخان باید قبرستان تخت فولاد را شریفترین و ارجمند ترین و متبركترین مقابر و گورستانهای ایران بلكه عموم شهرهای شیعه نشین محسوب داشت . وجود « لسان الارض » كه از بدو خلقت حكایت می كند و همچنین وجود قبر جناب یوشع از انبیای بزرگوار بنی اسرائیل در این سرزمین مقدس كه مربوط به دو هزار سال قبل و شاید كمی بیشتر باشد از امتیازات این زمین و گورستان می باشد.

زمان پیدایش این قبرستان چندان روشن نیست، ولی  وجود آثاری چند قدمت آن را به دوران قبل از اسلام می‌رساند.

قرنها قبل از اسلام، زمانی که بخت النصر قوم یهود را از فلسطین کوچانیده و به آزار و اذیت آنها پرداخته بود، کوروش پادشاه هخامنشی ایران، یهودیان را از اسارت بابل نجات داد و آنهارا به ایران کوچ داد و تعدادی از آنها را در اصفهان ساکن گردانید.این یهودیان برای  خود شهری به نام «یهودیه» احداث کردند که در محل «جوباره» فعلی اصفهان واقع بوده است و هنوز تعدادی از آنها در این منطقه زندگی می‌کنند. چنانکه گفته می‌شود دو تن از پیامبران و پیشوایان مذهبی آنان به نامهای شعیا و یوشع در اصفهان مرده و به خاک سپرده شدند. «شعیا» در امامزاده اسماعیل در محله گلبهار و «یوشع» در تخت فولاد در اراضی لسان الارض مدفون گردید. مردم اصفهان «یوشع» مدفون در لسان الارض را یوشع نبی می‌دانند و او را به عنوان یکی از پیامبران بنی اسرائیل می‌شناسند؛ اما در منابع یهودی اشاره‌ای نشده است که یوشع از پیامبران یهود در اصفهان مدفون باشد. با توجه به تحقیقاتی که اخیراً انجام شده مشخص گردیده که «یوشع نبی» مدفون در تخت فولاد از بزرگان و روحانیون و فردی قدیس در قوم یهود بوده و در طول تاریخ چه قبل از اسلام و چه بعد از آن مورد توجه یهودیان و مسلمانان بوده است. به هرحال وجود مقبره یوشع  می‌تواند نشانگر سابقه طولانی سرزمین تخت فولاد باشد.

از قرن اول تا سوم هجری آثاری  در تخت فولاد به دست نیامده است، امااز قرن چهارم به بعد شواهدی بر تاریخ تخت فولاد موجود است. در جریان تعمیراتی که در تکیه بابارکن الدین و برخی تکایای تخت فولاد صورت گرفته تعدادی آجر  نوشته منقوش به طرحهای تزیینی و خطوط به دست آمده که نشانگر معماری و هنر عهد دیالمه و سلجوقیان می‌باشد این آجرها به خطوط کوفی و گل و بوته‌های تزیینی منقوش است و بررسی ومقایسه آنها با سایر نمونه‌های خط و طرح آجر نوشته‌های ابنیه تاریخی ایران نشان می‌دهد که این آجرها متعلق به دوره‌های مختلف از قرن چهارم تا ششم هجری می‌باشند

همچنین سنگ قبوری نیز متعلق به قرون چهارم و پنجم هجری در این منطقه توسط سازمان میراث فرهنگی یافت شده است. تا دو دهه پیش نیز در محل لسان الارض ساختمانی بر قبر «یوشع» وجود داشت که به گفته برخی باستان شناسان در بعضی از قسمتهای آن آثار آجری سبک دیلمی به خوبی آشکار بود.

در قرنهای پنجم تا نهم هجری ،مزار تخت فولاد یکی از جایگاههای عبادت و ریاضت بوده و عرفا و صوفیان و عبادو زهاددر آنجا برای خود عبادت خانه ساخته بودند و در آنها شب و روز به عبادت و راز و نیاز با خداوند متعال مشغول بودند، چنانچه «کمال الدین اسماعیل اصفهانی» شاعر معروف، در یکی از همین عبادت خانه‌های تخت فولاد به دست مغولان کشته شد.

در قرن هفتم و هشتم هجری، عده‌ای از عرفای بزرگ که در آن عهد عموماً به «بابا» و «عمو» شهرت داشتند در این  مکان متبرک ساکن  بوده‌اند که مهمتر از همه آنها «بابا رکن الدین»، عارف و صوفی معروف می‌باشد. پس از وفات بابارکن الدین،وی را در تخت فولاد به خاک سپردند و از آن پس این ناحیه به نام «مزار بابارکن الدین» شهرت یافت و مزار وی جایگاه ریاضت و عبادت عرفا و پارسایان گردید.

پس از دفن بابارکن الدین تا عهد صفویه گاهی بزرگان دیگری در تخت فولاد دفن می‌شدند،اما یقیناً تخت فولاد گورستان رسمی شهر اصفهان محسوب نمی شده است و هر یک از محلات شهر اصفهان برای خود گورستان محلی داشته‌اند.

دوره صفویه را می‌توان اوج شهرت و اعتبار تخت فولاد دانست. احداث مصلای بزرگ شهر و بنای عظیم و زیبای مقبره بابارکن الدین، این گورستان را در کانون توجه امرا و علما و مردم قرار دارد و روز به روز بر آبادانی آن افزوده شد. هر چند اصفهان در دوره صفویه به استثنای امامزاده ها و مقابر خصوصی، دارای دوازده گورستان بزرگ بود لیکن گورستان بابارکن الدین با دفن علمای بزرگی چون میرفندرسکی و … اهمیت ویژه ای یافت. دراین دوران این محدوده گسترش زیادی ‌یافته و چنانکه از نوشته های شاردن بر می آید در این محدوده علاوه بر تکیه و خانقاه و بقعه، کاروانسرا، باغ، مهمانسرا، مسجد، مصلی، آب انبار و یخچال نیز وجود داشته است.

تا پیش از صفویان و بعد از آن این مکان، محلی برای تجمع دراویش بوده و خانقاهی هم در آن احداث کرده بودند که با نام آرامگاه بابا رکن‌الدین شناخته می‌شود. در زمان صفویه در کنار این قبرستان کاروانسرایی احداث گردید که آخرین منزلگاه کاروانهایی بوده که از جنوب وارد اصفهان می‌شده‌اند (هنوز آثاری از آن پابرجاست). در دوران صفویه این قبرستان یک گورستان اختصاصی تلقی می‌شده و تنها بزرگان مملکتی در آن به خاک سپرده می‌شدند.

در زمان شاه سلیمان صفوی محدوده گورستان تخت فولاد به حداکثر وسعت خود رسید، به طوری که گفته می‌شود در این زمان ۴۰۰ تکیه و خانقاه وجود داشته است. از اواخر دوره صفوی به خصوص زمان شاه سلطان حسین تخریب تکایای تخت فولاد آغاز شد. ملا محمد باقر مجلسی که از علمای بزرگ اواخر عهد شاه سلیمان و اوایل سلطنت شاه سلطان حسین بود، حکم اخراج اهل تصوف از اصفهان و تخریب تکایای آنها در تخت فولاد را داد.

پس از این دوره سرانجام به قبرستان همگانی شهر تبدیل گشت. تخت فولاد در عصر قاجار هم به رغم توجه ویژه فتحعلی شاه بدان و ساخت تکیه مادر شاهزاده در آن بیشتر تخریب شد. اوج این تخریب‌ها در عهد حکومت ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه بر اصفهان رخ داد و وی بسیاری از بناهای صفوی تخت فولاد را به عمد تخریب کرد.

در سال ۱۳۶۳ دفن اموات -به غیر از شهدای جنگ ایران و عراق – در این قبرستان متوقف و به قبرستان جدید شهر به نام باغ رضوان منتقل گردید.
در دوران پهلوی ،در سال ۱۳۴۸ بخشی از این گورستان برای ساخت فرودگاه تخریب شد.
در دوران معاصر ،در سال ۱۳۶۳ این گورستان متروک اعلام شد. از عناصر معماری وابسته به تخت فولاد مانند مسجدها، کاروانسراها، آب‌انبارها جز اندک شمار، چیزی باقی نمانده است. دو مصلا در بخش جنوب غربی تخت فولاد وجود داشته است که از آثار دورهٔ صفوی بودند؛ که یکی از آنها در سال ۱۳۰۰ قمری به دستور حاج محمدتقی نقشینه مرمت شده بود؛ لیکن هر دو مصلا در سالهای اخیر تخریب، و به جای آنها مصلای بزرگ جدید شهر اصفهان احداث شده است. جز مسجد رکن‌الملک مساجد دیگری هم در این گورستان وجود داشته‌اند که در سی سال اخیر همگی تخریب شده‌اند از جمله مسجد تکیه خوانساری از دورهٔ صفوی و مسجد تکیهٔ آقا مجلس از آثار دورهٔ قاجار. همچنین آب‌انبارهای تکیهٔ کازرونی، آقا مجلس، بابا رکن‌الدین، چهارسوقی، و شهشهانی ازجمله آب‌انبارهای ویران شدهٔ این مجموعه به حساب می‌آیند.

در میان هر یک از قطعه‌های تخت فولاد، آرامگاه یک یا چند تن از مشاهیر نامدار قرار دارد و آن قطعه به عنوان تکیه و به نام آن فرد نامیده می‌شود.از تکایای مشهور تخت فولاد می توان به تکیه میرفندرسکی، سیدالعراقین، بختیاری ها، جهانگیر خان قشقایی، فاضل سراب، خوانساری، محمدباقر چارسوقی، شیخ مرتضی ریزی، ملک و گلزار اشاره کرد و از بزرگان و سرشناسان آرمیده نیز می توان به بابارکن الدین بنیادی، حکیم میرابوالقاسم فندرسکی، میرزا رفیع الدین نائینی، آقاحسن خوانساری، حکیم معارف، میرمحمد اسماعیل خاتون آبادی، سردار اسعد بختیاری، صمصام السلطنه، ملامحمد بن عبدالفتاح تنکابنی مشهور به فاضل سراب، آقاجمال خوانساری، بهاءالدین محمد اصفهان، میرزا عبدالباقی طبیب اصفهان، آقازین العابدین اشرف الکتاب اصفهانی، ملااسماعیل خواجویی، آقامحمد بیدآبادی، حکیم جهانگیرخان قشقایی، حاجیه خانم امین حسین شهناز و جلال الدین تاج اصفهانی (از هنرمندان موسیقی اصفهان)، داراب افسر بختیاری (شاعر برجسته بختیاری) میرزا تقی خان سرتیپ (روزنامه نگار و ادیب) و عطاء الله دهش(کسی که برای نخستین بار برق را وارد اصفهان کرد) اشاره کرد.

 

 

 

گرد آوری و تنظیم: http://rangvarang.com